تبليغاتX
شازند شازند شازند و باز هم شازند
شازند شازند شازند و باز هم شازند

به خدا اصل حاله این شهر یه سر بزنین پشیمون نمیشین از ما گفتن بود


مطالب مربوط به شازند

سلام به همه عزیزان گل خودم.

مدت خیلی زیادی که وقت نمی کنم مطلب جدیدی کار کنم. بعضی از دوستان انتقاد داشتن که مطالب توی وبلاگ کمتر مرتبط با شازنده. من حرف این دوستانو قبول دارم اما درگذشته مطالب زیادی در مورد شازند کار کردم که  می میشه در قسمت " موضوعات " اونا رو دید.

 

کسانی که دوست دارن همه مطالب مرتبط با شازند رو ببین می تونن از لینک زیر استفاده کنند.

مطالب مربوط به شازند

البته اگر کسی هم مطلب یا عکس مرتبط با شازند داره می تونه برام میل کنه تا به اسم خودش توی سایت قرار بدم.

موفق و پیروز باشید


دوشنبه 25 مرداد1389 |

 

موی خیس

بوی موی خیس افشانت

نرمی چشمان گریانت

نوازش می کند غمهای تیز قلب تنهای مرا

اما

 نمی خواهم دلم آرام گیرد با سر انگشتان خونینت

دوشنبه 4 مرداد1389 |

 

سکوت

سکوت می کنم

تا به خاک سپردن

آخرین خاکستر های آرزوهای بر باد رفته ام

آبرومند باشد


چهارشنبه 5 خرداد1389 |

 

تا مطلب جدید خداحافظ

سلام به همه عزیزان گل خودم . امیدوارم سال جدید و با خوبی و خنده شروع کرده باشین و به همه آرزوهای قشنگتون برسین .

خیلی وقته که نمی تونم روی وبلاگ کار کنم .  نه وقت دارم نه تمرکز . چند روز دیگه هم که تعطیلات تموم میشه و ترم شروع میشه و باید به درسا و میان ترم ها فکر کنم . برای همین فکر نمی کنم حال حالاها پیدام بشه . توی این مدت خیلی تلاش کردم یه نویسنده کمک پیدا کنم که بی فایده بود . ولی بازم از همه کسانی که شازند و دوست دارن تقاضا می کنم که بیان و کمک کنن برای بیشتر و بهتر معرفی کردن شازند .

هرجا که هستین مواظب خودتون باشین خفن

تا مطلب جدید خداحافظ


دوشنبه 20 اردیبهشت1389 |

 

شاخ نودی - نود شاخی !!!

سلام به همه . من خودم فوتبالیست نیستم ولی برنامه ۹۰ فردوسی پور و نگاه می کنم . خیلی هم باهاش حال می کنم . تو قسمت دوربین ۹۰ مردم با وسابل مختلف شکل ۹۰ درست می کنن و می فرستن تا تو برنامه نشون داده بشه . بابای من دامپزشک بازنشسته است که منم گاهی می رم و کمکش می کنم . یکی از این کارا شاخ گاو بریدنه . منم به سرم زد که با شاخ گاو این کار و بکنم . امیدوارم خوشتون بیاد.

نود شاخی - شاخ نودی

 


سه شنبه 7 اردیبهشت1389 |

 

نوروز از زبان شازند

عيد نِوْروز كه ميا فصل گل نويد مِدَه

هي درخت زاردالو شكوفَه سفيد مِدَه

 

دارَه باز جون ميگيرَه درختاي خشك عامو

ميون مردم همش از باهاره هِي گفتگو

 

تو مِگي مخمل سِوزَ دامن دشت و دمن

اِفتاده فصل زمسّون اِز زِبون هم اِز دهن

 

گل بابونَنه بپّا تو تمام سِوز يا

مِث يِي تيكه طِلا وش مِِزِنه تو حِوزيا

 

دِلِم از غصه گرفت بيايت بَريم شادي كنيم

گل بگيم ، گل بشنويم اِز قديما يادي كنيم

 

شعر نوروز به لهجه شازندي

از مجموعه شعر مرا بشنو اثر هرمز احمدي (پروا)

norooz

 عيدتون مبارك

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 1

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 2

عكسي از سراب عباس آباد در نوروز گذشته 3

عكسي از سراب عباس آباد در تابستان

عكسي از سراب عباس آباد در شب

 


شنبه 29 اسفند1388 |

 

عشق... و تنها عشق ...

گمان می کردم عشق همان میعادگاهی است که سالها برای رسیدن به آن کوشیده ام ...

به شوق اینکه در این میعاد گاه به موعود خود ...

به آنچه از ازل به من وعده داده اند برسم ...

گمان می کردم عشق همان است که مرا از تنهایی می رهاند ...

و همان شاه کلیدی است که تمام بسته ها را می گشاید ...

اما ...

چه خیالی! ...

آیا این من بودم که عشق را منجی خودم می دانستم ...

اینک دریافتم که عشق تمام بسته ها را می گشاید ...

اما خود بسته ای است که گشایش آن تنها با نیست شدن من میسر است ...

دریافتم عشق ...

نه تنها از تنهایی نمی رهاند بلکه خود اوج تنهایی است ...

چرا که عشق زائیده تنهایی است و تنهایی زائیده عشق ...!!


شنبه 1 اسفند1388 |

 

دانشجو روزت مبارک !!!!

 

16 آذر

معمولا مطلب سياسي كار نمي كردم. ولي اينبار يه جورايي مي خوام سنت شكني كنم .  توي جامعه به هيچ عنوان نميشه نقش دانشجو رو ناديده گرفت ولي متاسفانه مدتي هست كه بدترين برخوردها با دانشجوها ميشه.  دانشجو موتور محرك يه جامعه است. دانشجو خيلي آسيب پذيره پس بياييد با هم و دست به دست هم و با حمايت از دانشجوها باعث سربلندي ايران عزيزمون بشيم. با سركوب و خفه كردن دانشجو نمي تونيم ايرانو به جايي برسونيم .  تا وقتي انتقاد و نگاه انتقادي نباشه مطمئن هستم كه پيشرفتي هم نخواهد بود.  به اميد سرفرازي دانشجو.

دانشجوي سربلند = ايراني سربلند

دانشجو روزت مبارك

 


یکشنبه 15 آذر1388 |

 

شرمنده که نیستم !!!!!!!

سلام به همه دوستان و عزیزان خودم. یه مدت طولانی میشه که وقت نکردم روی وبلاگ کار کنم و مطلب جدیدی بزارم. از همه معذرت می خوام.

راستش این مدت خیلی درگیر بودم و به آخرین چیزی که می تونستم فکر کنم وبلاگ بود.

چهارشنبه هفته پیش یه مسافرت با دوستام رفتیم به کلاردشت که واقعا منطقه زیبایی بود و خیلی خوش گذشت. جای همه تون خالی. توی تابستون چون هوا خیلی گرم و شرجیه آدم یه مقدار اذیت میشه ولی توی این فصل وافعا با صفا بود.

امشب هم باید برم ساوه و به درسام برسم. بازم از کسانی که مطلب یا عکسی در مورد شازند دارند می خوام که دریغ نکن و مطالبشون رو برام میل کنن تا به اسم خودشون روی سایت قرار بدم. و یا اینکه به عنوان نویسنده همکار به به وبلاگ ملحق بشه.

خیلی دوست دارم که مطالب وبلاگ همیشه به روز باشه ولی خوب دیگه نمیشه. برای همین واقعا امیدوارم که کمک کنین.

مواظب خودتون باشین همه جوره.

محسن محمدي

اينم عكس خودم توي طبيعت

 


دوشنبه 27 مهر1388 |

 

24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی

 ۶ صبح : در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

۷صبح : شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره !!!!!!!!

۸ صبح : پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و …

۹صبح : آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

۱۰ صبح : عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

۱۱ صبح : عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

۱۲ ظهر : کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد : در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

۱ ظهر : وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

۲ ظهر : کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست !!!!!!!!!!!

۳ ظهر : دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه !!!!!

۴عصر : دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

۵ عصر : یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

۶ عصر : دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل یخ!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

۷ عصر : دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

۸ غروب : دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره : راستی ببخشید جزوه تون کامله ؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

۹ شب : دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

۱۰شب : دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

۲شب : دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

۵ صبح : دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت !!

 

 و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد !!!!!!!!!!!!!

 

 

 


چهارشنبه 1 مهر1388 |

 

ترکیدن جباب !!

تركيدن حباب

تركيدن حباب

تركيدن حباب

 


سه شنبه 17 شهریور1388 |

 

برنامه کاری عزرائیل !!!

شنبه :    
امروز رو مثلا گذاشته بودم واسه استراحت و رسیدگی به کارهای شخصی ولی مگه این مردم میذارن؟ !

یکشنبه :            
امروز واقعا اعصابم خورد بود چون به هیچکدام از کارهای اداریم نرسیدم.

8753  تصادفی ،6893 اعدامی، 9872 تزریقی ، 44596 ایدزی، و یک نفر بالای 145 سال سن رو واسه خاطر یک آدم وقت نشناس از دست دادم.... برای خودکشی اونقدر قرص خواب خورده بود که هر کاری میکردم دیگه روحش بیدار نمیشد !


دوشنبه :
رفتم بیمارستان ویزیت یکی از مریضا.  دور تختش اونقدر شلوغ بود که نمیتونستم برم جلو. همه روپوش سفید پوشیده بودن و داشتند تند تند یادداشت برمیداشتن . هر جور بود راهو باز کردم و رفتم بالای سر مریض، اما دیدم دانشجوهای پرستاری قبل از من کشتنش . اگه دیرتر رسیده بودم ممکن بود حتی روحشم ناقص کنن !
از همکاری بدم نمیاد، ولی بشرط اینکه قبلا با من هماهنگ بشه وگرنه خوشم نمیاد کسی تو تخصصم دخالت کنه .


سه شنبه :          
مادره بادوتا بچه اش میخواستن از خیابون رد شن. اول دست یکی از بچه ها رو گرفتم ، اما دیدم اون یکی داره نیگام میکنه.  دست اون یکی رو هم گرفتم ، اما دیدم مادره داره یه جوری نگام میکنه. اومدم دست خودشم بگیرم ، اما دیدم یه عوضی با ماشین همچی با سرعت داره میاد طرفمون که اگه خودمو کنار نکشم ممکنه به خودمم بزنه . با یک اشاره ماشینش منحرف شد و کوبید به درخت. به خودم که اومدم دیدم مادره و بچه هاش از خیابون رد شدن و برای تشکر دارن برام دست تکون میدن.

منم براشون دست تکون دادم و برای اینکه دست خالی نرم همونی که کوبیده بود به درخت رو با خودم بردم . اونقدر خورده بود که روحشم یه جورایی نشئه بود و فکر کنم هنوزم که هنوزه نفهمیده مرده !


چهار شنبه :        
خیلی عجله داشتم ، اما وایستادم تا دعواشونو ببینم . چون جای دیگه کار داشتم خواستم برم ، ولی دیدم یکیشون داره فحش بد بد میده . اونقدر ازش بدم اومد که توی راه بهش گفتم : اگه زبونتو نیگه داشته بودی الان نه خودت چاقو خورده بودی و نه دست من زخمی میشد ! الان چند ساعته که همه کارهامو ول کردمو دارم روحش رو پنچرگیری میکنم !


پنج شنبه :          
اونقدر از برج ایفل برام تعریف کرده بودند که هوس کردم این آخر هفته ای برم اونجا و یه دیدی بندازم. وقتی رسیدم بالای برج ، دیدم یه آقایی با دوربینش رفته رو لبه وایستاده تا از منظره پایین عکس بگیره. راستش ترسیدم بیفته. با خودم گفتم اگه کمکش نکنم ممکنه همچی بخوره زمین که دیگه قابل شناسائی نباشه. با احتیاط رفتم جلو بگیرمش نیفته اما تو یه لحظه جفتمون چنان هل شدیم که روحش موند دست من و جونش پرت شد پائین ! باور کنید اصلا تو برنامم نبود.


جمعه :   
بابا ولم کنید جمعه که تعطیله !!!!

 


سه شنبه 3 شهریور1388 |

 

من می ترسم !!!

من مي ترسم !

من از طوفان نمی‌ترسم

من از آن غم

که می‌بارد چو باران

بر دل عاشق

می‌ ترسم

من از آن لحظه می ‌ترسم

که عشق رنگ هوس گیرد

و دل

غرق گنه گردد

من از آن لحظه می ‌ترسم

که تنها فرصت عاشق شدن را

که خدا بر قلب ارزانی داشت

تبه گردد

من از باران حسرت

بر دو چشم قلب عاشق

می‌ترسم

من از باران غم بر قلب پر درد شقایق‌ها

می‌ترسم

 

تقدیم به تویی که همیشه بهترین بودی

پاک و ساده

صاف و صادق

 


شنبه 24 مرداد1388 |

 

عشق بازی به همین آسانی است ...

عشقبازی به همین آسانی است....          

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزانی با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کار همواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه وبرگ

ابرعابر با ماه

چشمه ای با آهو , برکه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است ...

شاعری با کلماتی شیرین

دست آرام و نوازش بخش برروی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمع

و دل آرام تسلا

و مسیحای کسی با جمعی

عشقبازی به همین آسانی است ...          

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حراج کنی

رنج ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آنها بزنی

مشتری هایت را با خود ببری با لبخند

عشقبازی به همین آسانی است ....

هرکه با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغا می با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحنی خوش

تک خنده بر چهره در لحظه کار

عرضه سالم کالای رزان به همه

لقمه نان گوارائی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

  


چهارشنبه 7 مرداد1388 |

 

معرفی روستاهای شهرستان شازند

از نکات جالب شهرستان شازند تراکم بالای روستا و مردم روستا نشین و تعداد کم شهر و شهر نشینه . برای معرفی این روستاها از سایت دهکده ایران استفاده می کنم .

با کلیک روی نام هر روستا نقشه روستا و معرفی اجمالی از روستا قرار داره . البته همه روستاها پوشش داده نشده و روستاهای بزرگتر و معروفتر صفحه اختصاصی دارند .

روستاهای بخش مرکزی شازند

روستاهای بخش سربند شازند

روستاهای بخش زالیان شازند

 


یکشنبه 4 مرداد1388 |

 


شازند رو از صميم قلب دوست دارم. همه شماها رو هم همه جوره مي خوام. مواظب خودتون باشين.
mohsen_fox@yahoo.com

 

آیدی من در یاهو
شازند
شعر
خودم و دوستام
متن ادبی
کریس دی برگ
صادق هدايت
فرهاد مهراد
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
پائولو کوئلیو
اهورامزدا - فروهر
دعوت نامه سایت
فایل دیدنی
انشتین
شازده کوچولو
قلعه حیوانات

 

 

مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
اسفند 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
شهریور 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384

 

مطالب مربوط به شازند
موی خیس
سکوت
تا مطلب جدید خداحافظ
شاخ نودی - نود شاخی !!!
نوروز از زبان شازند
عشق... و تنها عشق ...
دانشجو روزت مبارک !!!!
شرمنده که نیستم !!!!!!!
24ساعت از زندگی یک دختر ایرانی

 

بلنداي آسمان
بدون غم ميشود زندگي كرد
سايت تبليغاتي اراك
طنز جدي سياسي
نجواهاي عاشقانه
به باران برسان سلام ما را
خسته تر از همیشه
زندگي بايد كرد
دختر كوچولو
عشق و عشق و عشق
شازده کوچولو
پسا غزل 4
دلتنگي هاي ايران
خاطرات يك دختر هرزه
بخوان و لذت ببر
خواص ميوه و سبزيجات
در جستجوي ناكجا آباد
گل سرخي در باد
دانلود فیلم

 

شهر شازند
وبلاگ دانشجویان پیام نور شازند
پیش دانشگاهی شهریار
روستای سرسختی
دبیرستان دخترانه الزهرا شازند
حرفه و فن راهنمایی شازند
شهر آستانه
نجوم به زباني ساده
رها
ازنا - شازند
باران پاییزی
هرچی بخوای هست
آزاد اندیشان شازند
روستای انجدان
ریاضیات برای همه
نامه شهرستان شازند
ناقالی-آئين هاي نمايشي شازند
روستاي سورانه
روستاي چقاسياه
روستاي عنبرته
روستاي بازنه
روستاي حك سفلي
روستاي پاكل
شكوه ورزش
پالايشگاه شازند
پژوهش سراي شازند
هيئت كوهنوردي شازند
جغرافياي استان مركزي
از اوراد گل سرخ
باغ بي برگي
گروه آموزشي ادبيات شازند
علوم اجتماعي منطقه شازند
خورشيد شرق شازند
جواد ملكي
اخبار شازند - قاصدك

 

RSS 2.0